تبلیغات
نوشته های من و اون - فصل امتحانات ... نهایت



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:چهارشنبه 14 دی 1390-06:25 ق.ظ

نویسنده :LoRd

فصل امتحانات ... نهایت

دقیقا ساعت 5.26 صبح روز 4 شنبه 14 دی سال 1390 هستش و من تازه همین الان از طراحی اس کی ال ها اون با چه وضعی تموم شدم
و بد بختانه نتونستم دی اف دی مه برای مهدکودک باید رسم می کردم رو آماده کنم امیدوارم فردا به اندازه کافی وقت داشته باشم تا این کار رو بکنم !!

امشب بعد از طول این مدتی که با الی بودم برای اولین شب تو بغل من خوابش برد البته وقتی داشتیم اس ام اس میزدیم
برای اولین بار بود که داشتیم شب با هم اس ام اس محبت آمیز می زدیم و تازه من امروز احساس کردم که واقع با الی دوست هستم قبلا فقز فکر می کردم الی مثل یه ناظم برای من هستش و من برای اون مثل یه معلم ولی امشب احساس کردم الی یه دختر و من یه پسر و اون دوست دختره منه
حس جالبی بود
ولی خیلی کوتاه بود چون  تو آخرین اس ام اس هاش اومد تو بغلم و اروم خوابید

آخ آخ
بد جوری گرسنه هستم
چیز خاصی به نظرم نمی رسه که برم بخورم می خوابم تا فردا صبح یه چیزی می خورم




نظرات() 
cordiadolores.weebly.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 04:11 ب.ظ
Hello There. I found your blog using msn. This is a really well
written article. I will be sure to bookmark it and return to read more of your useful info.
Thanks for the post. I will certainly comeback.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر