تبلیغات
نوشته های من و اون - صبر و مدارا



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:جمعه 16 دی 1390-12:29 ق.ظ

نویسنده :LoRd

صبر و مدارا

صبح رفتم دانشگاه و الی با جباری داشتن روی پروژه کار می کردن یواش یواش این قضیه برام داره یه جوری میشه  هربار می رم دانشگاه میبینم الی با جباری دارن حرف میزنن هرچند می دونم بینشون چیزی نیست ولی داره حسودیم می شه مثلا الی دوست دختره منه اون وقت بیشتر وقتش با جباری می گذره درستهدرس خوندن  و پروژه مهم هستش ولی دیگه این قدر هم گیر دادن به جزئیات  چی بگم والا....
رویا اومدم تو کلاس گفت با هم حرف بزنیم گفتم بفرما بزنیم ازم خواست تا به دعوای بین این دوستا یه وساطتی بکنم یکم در این مورد حرف زدیم من هم گفتم دعوای شما به من ربطی نداره ولی حق با الی هستش باید بهش حق بدین بعد  یکمی تو دانشگاه موندیم و رفتیم تایه جاهایی با الی و رویا من و فرزاد هم مسیر شدیم بعدش اونا رفتن و من و فرزادم رفتیم   تو مسیر بودیم تو فکر این که چیکار کنیم  کجا بریم الی زنگ زد که کجا می خواین برین من هم گفتم نمی دونم یا کافه می ریم یا میریم ناهار بخوریم یا میریم کافی شاپ دقیق نمی دونم بعد گویا از این حرف ناراحت شد  ، حالا دقیقا از کجاش ناراحت شده نمی دونم بعد دوباره یکم بعد زنگ زد که من میرم خوی البته الان یادم نمیاد که بهم چی گفتیم  اعصابم زیاد خرد شد یادم رفت بعد من هم گفتم به سلامت بعد گوشی رو قطع کرد و خبری نشد من هم زنگ نزدم  اس ام اس هم نفرستادم این رفتارش زیاد جالب نیست نباید این قدر زود جوش کم ظرفیت باشه باید تحمل و صبر بیشتری داشته باشه
با فرزاد رفتیم ناهار بیرون خوردیم بعدش رفتیم کافه قلیون زدیم بعدشم رفتیم کافی شاپ .
تو کافی شاپ بودیم الی زنگ زد که من رسیدم گفتم به سلامتی گفت نه زنگ زدی نه اس ام اس گفتم اره نزدم یکمی حرف زدیم و من ناراحت رفتارش بودم که الکی سر هیچی قهر کرده بود رفته بود خوی اونم حالا ناراحتی های خودش رو داشت بعد یکی اون گفت یکی من گفتم تا کار به جای باریک تر کشید بحث فرزاد و نحوه برخورد با دوستان رو پیش کشیدم و یکمی در مورد رفتار اشتباه هر دوشون حرف زدم  البته حرف که نه بحث کردیم و آخرش خوب زیاد زیاد بد نبود خلاصه من این قدر اعصابم خورد شده بود که چشمام پرش پیدا کرده بود تند تند می پرید پلک می خورد دیدم نمی تونم تحمل کنم اومدیم سمت خونه  تارسیدم دم در خونه الی اس ام اس زدم که حالم خوب نیست فوری زنگ زد خوشحال شدم که زودی بهم زنگ زد بعد پرسید چیزی شده گفتم  نه گفت یه سوال بپرسم گفتم اوهم گفت چرا تاریخ تولد من رو از تو سایدبار لپ تاپ ورداشتی من هم گفتم تنها مال تو نبود کلش رو برداشتم حالا یه مسئله تفهیم این بود که بابا کلش رو برداشتم نه فقط مال تو رو بعد که این بهش گفتم بعد می گه جالبه من می خواستم بهت طنگ بزنم بپرسم که چرا این و پاک کردی که تو اس ام اس زدی گفتم خوبه با یه تیر 2 نشون تازه فهمیدم که به خاطر من زنگ نزده دوباره زنگ زده بوده یه بحث دیگه راه بندازه یه گلایه و شگایت دیگه راه بندازه
خیلی داریم بحث می کنم کاش بتونم بهش بفهمونم که بهتره به فکر خوشحال کردن و محبت کردن باشیم تا اینکه بخوایم این طوری باشیم واقعا  من دارم مدارا می کنم امروز یه چشمه مدارا نکردن بهش نشون دادم که اگه نخوام مدارا کنم این طوری میشم ولی امید وارم قبل از اینکه اینجا رو بخونه خودش متوجه این قضیه بشه
خلاصه بهم گفت که نرفته خوی خواسته اذیتم کنه .



نظرات() 
Can exercise increase your height?
جمعه 17 شهریور 1396 04:46 ب.ظ
Just want to say your article is as amazing. The
clearness for your publish is just excellent and i could think you are an expert on this subject.
Fine along with your permission allow me to grasp your feed
to keep up to date with forthcoming post. Thank you 1,
000,000 and please carry on the gratifying
work.
http://piperrosebaugh.hatenablog.com/archive/2016/02/26
پنجشنبه 29 تیر 1396 11:38 ب.ظ
It's remarkable for me to have a web page, which is helpful in support
of my knowledge. thanks admin
refugiaboulton.blog.fc2.com
پنجشنبه 29 تیر 1396 02:01 ق.ظ
An outstanding share! I've just forwarded this onto a
coworker who has been doing a little research on this.
And he actually bought me breakfast because I
found it for him... lol. So let me reword this....
Thank YOU for the meal!! But yeah, thanks for
spending the time to talk about this subject here on your web
site.
junebarry.hatenablog.com
چهارشنبه 28 تیر 1396 11:41 ق.ظ
Hello there! Do you know if they make any plugins to safeguard against
hackers? I'm kinda paranoid about losing everything
I've worked hard on. Any suggestions?
hendersonfwvdlzgrfu.jimdo.com
چهارشنبه 28 تیر 1396 07:21 ق.ظ
This design is wicked! You most certainly know how to keep
a reader amused. Between your wit and your videos, I was almost moved to start my own blog
(well, almost...HaHa!) Excellent job. I really loved what you had to say, and more
than that, how you presented it. Too cool!
uglyemissary3133.soup.io
دوشنبه 26 تیر 1396 03:15 ق.ظ
I am sure this paragraph has touched all the internet viewers,
its really really nice piece of writing on building
up new website.
BHW
شنبه 12 فروردین 1396 01:11 ق.ظ
Does your blog have a contact page? I'm having problems locating it but,
I'd like to shoot you an email. I've got some ideas
for your blog you might be interested in hearing. Either way,
great blog and I look forward to seeing it improve over time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر