تبلیغات
نوشته های من و اون - مرا بغل کن



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:دوشنبه 10 بهمن 1390-03:48 ق.ظ

نویسنده :LoRd

مرا بغل کن

روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کردبراى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت:...

مرا بغل کن. زن پرسید: چه کار کنم؟ و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند، شوهرش با تعجب پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم. زن جواب داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند. شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى "مرا بغل کن" چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است.



نظرات() 
How do you get taller in a day?
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:40 ب.ظ
Pretty nice post. I just stumbled upon your weblog and wanted to say that I have truly enjoyed surfing around your blog posts.
In any case I will be subscribing to your feed and I hope you write again soon!
Can you grow taller with exercise?
شنبه 14 مرداد 1396 01:33 ب.ظ
This paragraph is truly a pleasant one it assists new the web
users, who are wishing in favor of blogging.
blogs.rediff.com
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 07:56 ب.ظ
My brother recommended I would possibly like this web site.
He was totally right. This publish truly made my day. You can not imagine just how a lot time I had spent for this information! Thanks!
BHW
جمعه 11 فروردین 1396 09:06 ق.ظ
I couldn't refrain from commenting. Well written!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر