تبلیغات
نوشته های من و اون - احساس



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:جمعه 28 بهمن 1390-01:57 ق.ظ

نویسنده :LoRd

احساس

دیشب کلی بهش فکر کردم البته چند روزی هست که خیلی بهش فکر می کنم، نکته اینه که نمی دونم اونم به من فکر می کنه یا  نه البته هر از چند گاهی بهم زنگ می زنه و این نشونه خوبی برای من ولی خوب خیلی وقت پیگیری می کنمش می بینم اصلا وبلاگ نمیاد و نمی خونه یا اگر هم میاد دیگه نظر نمی زاره ( فکر کنم واسه 2تا مطلب اخیرم لازم بود نظر بزاری )  خلاصه بگذریم  دیشب که بد جوری تو فکرش بودم  کلی با خودم کل انجار رفتم و تا ساعت 4.15 داشتم فکر می کردم که بالاخره خوابم برد صبح که بیدار شدم ، بیدار که چه عرض کنم علی به طور سوار موتور کرد یه دوری با هم زدیم تا از خواب بیدار شدم چون اساسی داشتم روی پروژه کار می کردم وقت نداشتم 2 شب بود که نخوابیده بودم رفتم دانشگاه اصلا موبایلم رو نگاه نکردم که کی زنگ زده فقط دیم از 8 صبح تا 9.45 که بیدارم شم 9 تا تماس بی پاسخ دارم 8 تا اس ام اس گفتم می رم پروژه رو ارائه می دم بعد پیگیری می کنم حالا رفتم دانشگاه پروژه ارائه دادم تموم شد استاد گیر داد که باید کل کد هایی که نوشتی با تمام نمودار هاش برام بیاری استاد جون ننت بی خیال شو نه که نه مرغ یه پا داره  قرار شد تا شنبه که باشه فردا نه پس فردا به استاد بدم تا 20 من رو بهم بده دست گلش درد نکنه خلاصه از همایش که اومدم بیرون گوشیم رو که چک کردم یادم افتاد که زنگ زده  فوری بهش زنگ زدم البته نا گفته نماند همین که دیدم زنگ زده کلی خوشحال شدم  یه چند دقیقه حرف زدیم به علت رو به اتمام بودن اعتبار تلفن همراه مجبور شدم قطع کنم گفتش که زنگ می زنه منتظر شدم زنگ بزنه تا همین الانش ولی نزد اومدم خونه دوباره خوابیدم تا ساعت 4 بیدار شدم یه قلیون دم کردم و نشستم کشید اساسی داشتم فکر می کردم که یهو احساس کردم فشارم افتاده  و خلاصه بلند که شدم سرپا شالاپی خوردم زمین  یه چند دقیقه ایی دراز کشیدم چون بیرون قرار داشتم چندتا قند انداختم دهنم و بلند شدم لباس پوشیدم و رفتم  برگشتم خونه و باز هم انتظار کشیدم ولی چه فایده.


پ.ن: چقدر دوست داشتم واسه 2تا مطلب قبلیم نظر می زاشت.

پ.ن: خیلی دلم می خواد زنگ بزنه و بهم بگه که دلش برام تنگ شده و دوست داره کنارم باشه

پ.ن: دوست داشتم تو این چند روز حداقل یه بار زنگ می زد.

پ.ن: دوست دارم به هر طریقی که می تونه بهم بفهمونه که خیلی دوستم داره و این اتفاقات اخیر نتونسته بینمون فاصله بندازه.

پ.ن: دوست دارم بهش زنگ بزنم.

پ.ن: خیلی دلم پره!!!!!!

پ.ن: ........



نظرات() 
Can you get taller with yoga?
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:27 ق.ظ
Very great post. I just stumbled upon your weblog and wished to
say that I have really enjoyed browsing your weblog posts. After all I'll
be subscribing to your feed and I hope you write
again very soon!
Foot Complaints
شنبه 14 مرداد 1396 01:09 ق.ظ
You're so interesting! I do not suppose I've read through something like this
before. So nice to find someone with a few original thoughts on this issue.
Seriously.. thank you for starting this up. This site is something that's needed on the web, someone with a bit of originality!
foot pain after pregnancy
یکشنبه 4 تیر 1396 06:07 ب.ظ
You could certainly see your enthusiasm in the work you write.
The world hopes for even more passionate writers such as you who aren't afraid to mention how they
believe. Always go after your heart.
merrimccosh.blogas.lt
سه شنبه 2 خرداد 1396 11:48 ب.ظ
Heya i am for the first time here. I came across this board and
I find It truly useful & it helped me out a lot.
I hope to give something back and aid others like you aided me.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:05 ق.ظ
Wonderful article! That is the kind of information that are meant to be shared around the internet.
Disgrace on Google for no longer positioning this submit higher!
Come on over and seek advice from my site .
Thank you =)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر